مگه خوشبختی غیر از اینه
که ادم در کنار کسی که دوسش داره
احساس ارامش کنه...
سلام مائده جان
دوباره که ادرستو نذاشتی
نمی دونم از دست تو چکار کنم!!؟
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در ان نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا ازین پس نکند یاد وصال
شب چوماه اسمان پر راز
گرد خود اهسته می پیچید حریر راز
او چو مرغی خسته از پرواز
می نشیند بر درخت خشک می پندارم
شاخه ها از شوق می لغزند
در رگ خاموششان اهسته می جوشد
خون یادی دور
زندگی سر می کشد چون لاله ای وحشی
از شکاف گور
از زمین دست نسیمی سرد
برگ های خشک را با خشم می روبد
اه....
بر دیوار سینه ام گویی
ناشناسی مشت می کوبد
باز کن در......اوست
باز کن در......اوست
من به خود اهسته می گویم
باز هم رویا
ان هم این سان تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد.....
انقدر بخندی که دلت درد بگیره
بعد ازین که از مسافرت برگشتی ببینی ۱۰۰تا نامه داری
برای مسافرت به یه جای زیبا بری
به اهنگ مورد علاقت گوش بدی
به رخت خواب بری و به صدای بارش باران گوش بدی
اخرین امتحانت رو با موفقیت انجام بدی
کسی که به طور معمول زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
توی شلواری که یه ساله ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی
برای خودت تو اینه شکلک در بیاری و بخندی
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها طول بکشه بدون دلیل بخندی و بخندی و بخندی
به طور تصادفی بشنوی یک نفر داره ازت تعریف می کنه
از خواب پاشی و ببینی چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
اهنگی رو گوش بدی که شخص خاصی رو یاد شما می اره
عضو یک تیم باشی
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
دوستای جدید پیدا کنی
لحظات خوبی راو با دوستات سپری کنی
کسی رو که دوسش داری خوش حال ببینی
یک دوست قدیمی رو دوباره ببینی وببینی که فرقی نکرده
یادت بیاد دوستای احمقت چه کارهای ا حمقانه ای کردند و بخندی وبخندی و باز هم بخندی
زندگی بافتن یک قالیست
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه از قبل مشخص شده است
تو در این بین فقط می بافی
نقشه را خوب ببین
خوب بباف
نکند اخر کار قالی بافته ات را نخرند