تبليغاتX
زندگی
اي كاش پنهان از تو در تنهائـيـم، برايت اشك ميريختـم، اما نگاهت را با غم هايم آشنا نمیکردم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 20:55  توسط باران.م  | 

دلت بگیره

تا حالا شده دلت بگيره اما ندونی چرا؟؟؟؟

تا حالا شده دلت واسه کسی تنگ شده اما ندونی کيه؟؟؟

تا حالا احساس کردی ديگه واسه کسی ارزش نداري؟؟؟؟

همه اينا تو يه لحظه واقعا کمر شکن می شن ولی جالبی و قشنگی اين حس زشت اينه که عشق و عاشقی و اين حرف ها در ميون نيست خود ادم می فهمه اين احساس بين خودش . خداش هست آخر اين حرف ها ادم احساس پوچی می کنه بعد يواشکی از بين موژهای ادم با يه پلک کوچولو يه سيل بزرگ راه می افته بعد روی گونه ها حرکت می کنه تا جايی که خشک می شه .بعد همه چی تموم می شه انگار نااميديا اب می شن و ميريزن پايين

تا حالا فکر کردين اين چيه اخرش؟؟؟؟

فکر کنم اينه که خدا هنوز فراموش نکرده چه دل های ظريفی ساخته که با يه نگاه اب می شه اينجا می شه فهميد هنوز دوست داره يه فرصت ديگه واسه يه دلتنگی بهت می ده تا حداقل اينجوری به يادش باشيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساعت 13:17  توسط باران.م  | 

به پسرميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 1:36  توسط باران.م  | 

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه ی ان گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

 

 

درابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهاتی من بزرگ است

وتنهایی من شبیخون حجم تو را ÷یش بینی نمی کرد

وخاصیت عشق این است

 

 

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم. ان وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم.

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهیم.

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقربک های فواره درصفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 12:41  توسط باران.م  | 

  1. A poem dedicated to my,,,,,,

    If one day you fell like crying ,call me

    I don't promise you that i will make you langh

    But i can cry with you

    If one day you want to run away dou't be afraid to callme

    I don't promise to ask you to stop

    But i can run with you

    If one day you don't want to listen to anybady

    call me and i promise to be very quiet

    BUt if one day you call me and there is on answer com fast to see me,perhaps

    I need you!!!

    Love For Ever.................

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 13:20  توسط باران.م  | 

زندگی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکس نغمه خود خواند واز صحنه رود

صحنه ÷یوسته به جاست

خرم ان نغمه که مردم بس÷ارند به یاد

 

 

 

اری اغاز

اری اغاز دوست داشتن است

کرچه ÷ایان راه نا ÷یدا است

که همین دوست داشتن زیباست

+ نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 13:9  توسط باران.م  | 

غمهایت را بر روی شن بنویس

تاباد ان راببرد

  وشادیهایت را

روی سنگ

تا هیچوقت از بین نرود

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 1:42  توسط باران.م  |