|
|
|
|
|
بي تو اما از تو سرشارم سایه را بشکن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 16:35 توسط باران.م
|
|
||
|
|
|
|
|
حقايق زندگی ۱ـ حداقل ۵ نفر در اين دنيا تو را دوست دارند آنقدر که حاضرند به خاطر تو بميرند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 11:37 توسط باران.م
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی عبور یاد تو را چون کبوتران بر سنگفرش کهنه و فرسوده خیال احساس می کنم دیگر پرندگان همه در خواب رفته اند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 13:46 توسط باران.م
|
|
||
|
|
|
|
|
آموخته ام ... که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است . آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم. آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي . آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند. آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد. آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان . آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم . آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد. آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم . آموخته ام ... که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم. آموخته ام ... که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 11:53 توسط باران.م
|
|
||
|
|
|
|
|
گل سرخي که يه روز برام خريدي اسمشو ميذارم راز دل غريبي
نامه هايي که برام تو مينوشتي بوي دستاتو ميده يار قديمي ***************** از عشق زير بارون گريه کردم اشکامو نبيني نميدوني چقدر زيبا و دل فريبي اشکاي من هديه به تو تو مثل فرشته هاي خدا ميموني تو پاکي عاشقي و مهربوني مرحم من دستاي تو اشکام اشکام دونه دونه دونه دونه دونه دونه ريختن روي گونت فکر کردي بارونه بي تو بي تو ميميرم ميميرم ميميرم ميميرم بي تو من آروم نميگيرم ![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 10:29 توسط باران.م
|
|
||
|
|
|
|
|
گر کوره راه زندگی طویل است و پر ملال یاد آر که تنها یکبار باید از آن گذر کرد. اگر بتوانم شکستن دلی را مانع شوم زندگی را عبث نگذرانده ام اگر بتوانم از رنج انسانی دیگر بکاهم یا دردی را تسکین دهم یا سینه سرخی فروافتاده را باز در آشیان جای دهم زندگی را بیهوده سپری نکرده ام. ![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 10:23 توسط باران.م
|
|
||